المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
94
مروج الذهب ( فارسى )
ديگر فرزندان او حضور يافتند مروان با سر خود به ام خالد اشاره ميكرد تا آنها را متوجه كند كه اين زن او را كشته است و ام خالد ميگفت : « پدر و مادرم فداى تو باد ! حتى در موقع جان كندن نيز بفكر منست ، او در بارهء من بشما سفارش مىكند . » تا عاقبت مروان بمرد و روزگار وى نه ماه و چند روز و بقولى هشتماه بود . جز اين نيز گفتهاند كه بعدها در همين كتاب ، هنگام سخن از مدت حكومت بنى اميه ياد خواهيم كرد . ان شاء الله تعالى . مروان وقتى بمرد ، شصت و سه ساله بود . در بارهء سن او جز اين نيز گفتهاند ، مرگ وى سه ماه پس از آن بود . كه براى فرزندان خود بيعت گرفت . ابن ابى خيثمه در كتاب فى التاريخ نقل كرده كه هنگام وفات پيمبر صلى الله عليه و سلم ، مروان هشت سال داشت . مروان بيست برادر و هشت خواهر و يازده فرزند ذكور و سه دختر داشت كه عبد الملك و عبد العزيز و عبد الله و ابان و داود و عمر و ام عمرو عبد الرحمن و ام عثمان و عمرو و ام عمرو و بشير و محمد و معاويه بودند . و ما اينان را با تعيين اينكه كدام يك فرزند داشتند و كدام يك نداشتند ، در جاى ديگر ياد - كردهايم . يزيد بن معاويه بيشتر از مروان فرزند داشت . فرزندان وى معاويه و خالد و عبد الله اكبر و ابو سفيان و عبد الله اصغر و عمر و عاتكه و عبد الرحمن و عبد الله ملقب به اصغر و عثمان و عتبهء اعور و ابو بكر و محمد و يزيد و ام يزيد و ام عبد الرحمن و رمله بودند . معاوية بن ابى سفيان فقط عبد الرحمن و يزيد و عبد الله و هند و رمله و صفيه را بجا گذاشت . 90